دختر بهاری

حرفای دلم و صدای درونم و افکارو رو میارم اینجا

دختر بهاری

حرفای دلم و صدای درونم و افکارو رو میارم اینجا

دختر بهاری

خوش اومدی 🌸
اینجارو صرفا برای این زدم چون دلم میخواست حس نوستالژی دهه قبل رو تجربه کنم
حس کردم یک جای امن برای حرفای نگفته هست
تیکه هایی از شعر های موردعلاقمو مینویسم
گاهی فکرهای تو سرم یا نوشته های کتاب
گاهی صحبت های انگیزشی واقع بینانه
گاهی هم خوندن و آشنا شدن با فکر ها و دیدگاه های متفاوت🌱

آخرین مطالب

از طمع پرهیز کن زیرا که چون قلاب دار

هرچه سعی افزون نمایی عقده اش محکم تر است

 

" ملک الشعرا بهار درنگ"🌱

 

۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ آذر ۰۴ ، ۰۲:۴۲
Eli

جهان بازتابی از خود شماست اگر خود را از درون دوست بدارید و به خود مهر بورزید و ارج و ارزش نهید ،در زندگی بیرونی نیز همین حالات اشکار خواهد شد.

اگر طالب عشق بیشتری هستید به خود عشق بورزید، اگر خواهان پذیرفته شدن هستید خود را بپذیرید و

اگر از اعماق وجودتان خود را محترم شمارید همان سطح احترام را از هستی فراخواهید خواند ..

 

" نیمه تاریک وجود " 🌿

 

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۰۴ ، ۱۴:۵۶
Eli

روشن شود چراغ دل ما ز یکدگر

چون رشته‌های شمع به هم زنده‌ایم ما

 

"صائب تبریزی " 🌱

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۰۴ ، ۱۲:۳۲
Eli

برای زنده‌ماندن، 

دو خورشید لازم است؛ 

یکی در قلب، 

دیگری در آسمان.

 

"نادر ابراهیمی"🌱

 

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۶ آذر ۰۴ ، ۲۱:۱۵
Eli

و گفت: اگر تو را چیزی عُجب آید از سخن گفتن، خاموش باش و چون از خاموشی عجب آید سخن گوی.

 

" تذکرة‌الاولیاء عطار " 🌱

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ آذر ۰۴ ، ۱۵:۱۷
Eli

بالاخره این بارون بارید:) 

چقدر دلتنگ شنیدن صدای بارون بودم

 امیدوارم بیشتر و بیشتر بباره این بارون پاییزی...

 

۶ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۱ آذر ۰۴ ، ۲۰:۲۶
Eli

کسی چه می‌داند من چقدر تلاش کرده‌ام که روحم زیبا بماند وقتی جهان پر از رنج بود.

زیرا در میان ویرانی و رنج وظیفه‌ی انسان این است که قلبش را به زشتی نسپارد.

 

" کتاب برادران کارامازوف " 🌿

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۸ آذر ۰۴ ، ۱۲:۱۵
Eli

وای بر من، همچنان می‌سوزد این آتش

آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان؛

وآنچه دارد منظر و ایوان.

من به دستانِ پر از تاول

این‌طرف را می‌کنم خاموش،

وز لهیب آن روم از هوش؛

زآن دگرسو شعله برخیزد، به گِردش دود.

 

"مهدی اخوان‌ثالث " 🌱

 

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ آذر ۰۴ ، ۱۷:۱۸
Eli

از پس این روزهای تلخ، روزی هست،

روزی که نمی‌دانی چگونه فرا می‌رسد

از کجا می‌آید

چگونه تو را می‌یابد

در ظلماتی چنین بی‌روزن

که نامت حتی

تو را وانهاده

و رفته است.

 

" شمس لنگرودی 🌱"

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۰۴ ، ۱۵:۲۵
Eli

دیشب به خودم گفتم :

شعور یک گیاه در وسط زمستان، از تابستان گذشته نمی‌آید، از بهاری می‌آید که فرا می‌رسد .

گیاه به روزهای که رفته نمی‌اندیشد، به روزهایی می‌اندیشد که می آید، اگر گیاهان یقین دارند که بهار خواهد آمد ،

چرا ما انسان‌ها باور نداریم که روزی خواهیم توانست به هر آن چه می‌خواهیم، دست یابیم ؟

 

 "جبران خلیل جبران 🌱 "

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ آبان ۰۴ ، ۱۲:۳۹
Eli